شبکه یک - 15 تیر 1404

عاشورا "تاریخ" را جبهه‌بندی کرد (حسین ع، "فاروق" میان موحدان و منحرفان در همه ادیان و مذاهب)

آستان قدس رضوی - علمای سنی و شیعه، نمایندگان اهل کتاب، یهودیان و زرتشتیان - نشست (اتحاد جهانی بر سر مقدس حسین ع) - ۱۴۰۳

بسم الله الرحمن الرحیم

من برای چه از مرگ بترسم؟ در چه روزی خواهم مرد؟ آن روزی که تقدیر شده یا تقدیر نشده؟ اگر تقدیر من مرگ باشد، آن روز می‌میرم. اگر نباشد، نمی‌میرم. من برای چه بترسم؟ از چه بترسم؟ قضیه غزه کارهای بزرگی شد. خون شیعه و سنی مخلوط شد. مجاهدین شیعه و سنی، حزب‌الله و حماس. شیعیان یمن و عراق و لبنان خون‌شان با شهدای اهل سنت در فلسطین و غزه مخلوط شد. یکی است. این کمر کفر را می‌شکند، کمر استکبار را. شیعه لندنی فتوا دادند، حرام است که شیعه بودجه شرعی برای این‌ها خرج کند یا مردم را به خاطر این‌ها به خطر بیندازید. گفتند: حرام است و کنار اسرائیل باشیم مشروع‌تر است علیه حزب‌الله تا برعکس. راهپیمایی روز قدس را هم داعش تحریم کرده، گفته: حرام است شرکت در راهپیمایی روز قدس. هم شیعه‌های لندنی می‌گویند شرکت در روز قدس حرام است. پس این شیعه و سنی نمی‌شناسد.

شما دیدید در همین وضعیت، یهودیان دو قسمت شدند. با این که جمعیت یهودی در دنیا الان ۱۵ میلیون بیشتر نیست، همین‌ها دو قسمت شدند. در خود آمریکا و اروپا بعضی از تظاهرات‌های محکم ضد صهیونیستی را یهودی‌ها کردند. یهودیانی که خودشان را پیروان حضرت موسی می‌دانند، نه دنباله‌روی صهیونیسم و استکبار و جنایت. در داخل خود اسرائیل یهودی‌های بنیادگرا و متدین‌ترهایشان، حکومت اسرائیل را حکومت سکولار می‌دانند. در خود اسرائیل می‌گویند شرکت در ارتش اسرائیل حرام است. سربازی رفتن برای این‌ها حرام است، که الان با آن‌ها درگیر هستند، آن‌ها را می‌زنند که باید سربازی بیایند. بخشی از یهودیان دارند صریح می‌گویند که طبق مبانی ما اساساً تشکیل حکومت صهیونیستی حرام است. مسیح و رستگاربخش وقتی بیاید، دوره حکومت خداوند بر بشر تمام قبایل زمین فراهم خواهد شد و در کتاب مقدس می‌گوید تمام ملت‌هایی که پس از تو خواهند آمد در آخرالزمان مورد لطف و عنایت ما قرار خواهند گرفت، زیرا تو ندای ما را اجابت کردی، که در تورات و کتاب مقدس است. ملت‌ها به سمت سرزمینی که تورات، حماسه حضرت ابراهیم(ع) و موسی(ع) را آنجا قرار داد، حرکت می‌کنند و این دقیقاً همان اعتقادی است که در منابع اسلامی، شیعه و سنی داریم. جالب است، همه ادیان و مذاهب می‌گویند آخرالزمان به قضیه فلسطین مربوط است. همه‌شان می‌گویند. اتفاقاتی که در شام و فلسطین (قدس) می‌افتد،. اینجا از اول مهم بود تا آخر هم مهم است. ذکر یمن، ذکر ایرانی‌ها، فارس، پرشیا آمده در منابع مختلف آمده است. خیلی‌ها معتقد هستند شرایط خیلی شبیه همان چیزهایی است که در تمام منابع همه ادیان و مذاهب راجع به قیام آخرالزمان و عدالت و انقلاب جهانی گفته شده است. ما هم امیدوار هستیم، اما مطمئن نیستیم و نباید هم بود. منتظر بود، اما این که حالا شروع شد و این‌ها نیست. الان یادم آمد در همین مشهد هنوز انقلاب تازه داشت شروع می‌شد، انقلاب شروع شد. رهبری از تبعید آمد. حکومت ضعیف شده بود در آن ماه‌های آخر. مبارزات مشهد در یک جمع چند نفره‌ای بود که رهبری بودند و مرحوم آقای طبسی بود و شهید هاشمی‌نژاد و این‌ها بودند. مرحوم آقای ماهانی هم گاهی بود. سه چهار نفر دیگر بودند، مرحوم ابوی(رحمت‌الله علیه) ما بود. بعضی جلساتی که بود که این‌ها برای راهپیمایی‌ها و اعلامیه‌ها و این‌ها تصمیم می‌گرفتند. دو سه تا جلسه من ۱۴- ۱۵ سالم بود، من هم ایشان را برد. من جلسه‌ای یادم است که این آقایان نشسته بودند، همین احادیث آخرالزمان مطرح شد، از حضرت موسی بن جعفر در آخرالزمان، مردی از قم قیام خواهد کرد. که چه و چه، یارانش «کزبر الحدید» مثل فولاد محکم هستند و ادامه می‌دهند و این قضیه از ایران شروع می‌شود و بعد کل جهان را، جهان اسلام و جهان را می‌گیرد. در جلسه‌ای داشتند بحث می‌کردند که آیا این مرد قم از امام هست؟ نیست؟ دارد می‌شود. انقلاب ما چه می‌شود؟ هنوز شاه بود. هنوز کشتار بود. چیزی در ذهن من ماند که رهبری ایشان گفت که آخر حدیث را توجه کنید می‌گوید: «و العاقبة للمتقین» اگر تقوا باشد، خدا تنها نمی‌گذارد. شرط آن تقوا است. ما در مسیر باشیم.

راجع به یهود، شما ببینید، خود یهود در منابع یهود چه می‌گویند؟ یهودی‌های ضد صهیونیست در ایران که اغلب، در خود آمریکا، در اروپا، در داخل خود اسرائیل یهودی‌هایی دارید پرچم اسرائیل را آتش می‌زنند. رژیم اسرائیل همان‌قدر یهودی موحد است که شاه ایران شیعه بود. آن‌ها همان‌قدر سنی هستند که رئیس‌جمهورهای آمریکا و مقامات انگلیس و این‌ها مسیحی هستند. اسلام آمریکایی داریم، مسیحیت آمریکایی و صهیونیستی هم داریم. مسیحیت درست هم داریم. یعنی مسیحیان. پس این مسئله اول که ما هم الان در شیعه‌های لندنی کسانی را داریم می‌گویند شرکت در راهپیمایی روز قدس حرام است. بدعت است. ما با اسرائیل چه‌کار داریم؟ هم کسانی بین اهل سنت هستند، آخوندهای فاسد درباری و بخصوص با گرایش وهابی که می‌گویند اعتراض به اسرائیل حرام است. می‌گوید یحیی سنوار و اسماعیل هنیه این‌ها، این‌ها نفوذی هستند، خائن هستند، این‌ها عمیر و مزدور هستند. این‌ها مزدور خود اسرائیل هستند.

حالا من چند تا عبارت از بعضی غیرمسلمانان، متفکران بزرگ مسیحی، زرتشتی، یهودی. زرتشتی‌ها هم دو تکه هستند، دو بخش هستند. یعنی الان تعدادشان خیلی کم است. یک بخشی فقط در ایران یک جمعی اندکی هستند، یک کمی هم در هند هستند، بقیه جاها تعدادی نیستند. ولی همان‌ها را شما می‌بینید که عده‌ای از آن‌ها خداپرست و صالح هستند. علیه ظلم موضع می‌گیرند، عده‌ای نه. یعنی تمام مذاهب تقسیم می‌شوند به آمریکایی و...

یکی دو تا عبارت شما ملاحظه کنید از غیرمسلمانان، متفکران بزرگ مسیحی، یهودی در دنیا، جورج زاکی: سلام بر کربلا. ای جوانمرد! - به امام حسین خطاب می‌کند- من آمدم از طرف همه ادیان و مذاهب، به همه بشریت و از طرف مسلمانان همان دوران از تو عذرخواهی کنم. از طرف همه من از تو عذر می‌خواهم. و تو اهل بخشیدن هستی. شعر می‌گویم و این شعر با نام تو گوارا می‌شود. سال‌ها گذشت، در ستایش جوانمردی هیچ‌ کس نتوانستم شعر بگویم. امروزدر دنیا جوانمردی نمی‌بینم. اما وقتی نام تو آمد می‌آید، قلم به فریاد می‌آید و کاغذ می‌خواهد آتش بگیرد. دیگر کلمه و قلم و شعر و نثر چه ارزشی دارد؟ اگر از تو نگوید و آرمان‌های بزرگ توحیدی را، الهی را بیان نکند. هرچه ارزش است، در این آرمان‌ها است. فقط به این‌ها می‌شود افتخار کرد، نه به چیز دیگری. کربلا، چه بوی عطری، چقدر عطراگین هستی، شمیم عبادت و پرستش از تو به مشام می‌رسد ای سرزمین کرامت که تا امروز شعله‌ور مانده‌ای. هنوز هم دربارها را تو به آتش می‌کشی.

شاه ایران را امام حسین سرنگون کرد. بزرگترین راهپیمایی انقلاب سال ۵۷ در عاشورا و اربعین بود. صدام را امام حسین سرنگون کرد. اسرائیل را امام حسین در جنوب لبنان شکست داد. یمن را امام حسین از یک ملت ضعیف توسری خورده به قهرمانان جهان تبدیل کرده است. عراق را حسین آزاد کرد؛ و امروز بزرگان ادیان مختلف را هم آثارشان هستند هم بنده خودم بعضی‌هایشان را دیدم.

این راهپیمایی اربعین که تا الان، بزرگترین راهپیمایی در تاریخ بشر است، حتما همه چند بار رفتید، چند بار من رفتم. نه این که مسلمانان از مذهب‌هایشان می‌آیند، چون اهل سنت که زیارت اهل بیت را و محبت اهل بیت جزء آیینشان بوده است. من در راهپیمایی اربعین زرتشتی دیدم. مسیحی، کاتولیک، ارتدوکس، پروتستان دیدم. کمونیست دیدم. زیارت حسین. بت‌پرست، هندو، بودایی. از کمونیستش می‌پرسیدم: شما برای چه آمدید؟ شما که اصل خدا و دین، ایشان (حسین) شخصیت دینی است. گفت: ما آن خدایی را که این می‌گوید قبول داریم. ما آن دینی را که حسین می‌گوید قبول داریم. ما آن دینی را که یزید می‌گوید، ما آن دین را ما قبول نداریم. ما بی‌دین هستیم. ولی این دینی را که این گفته، این دینی را که میلیون‌ها آدم می‌آیند، همه می‌خواهند برای همدیگر نوکری کنند، خدمت کنند. سوسیالیستی که این دین را قبول دارند. این‌ها را ما از طوایف مختلف ادیان، همه در مسیر حسین و اربعین همدیگر را می‌بینند. این راهپیمایی تا کربلا بعداً باید بشود تا قدس. راه قدس از کربلا می‌گذرد و دارد می‌شود. الان شیعه و سنی، مومنین پاک در همه مذاهب، همه در صف مسجدالاقصی هستند. شیعه و سنی آلوده، بازی خورده یا خائن، بی‌طرف هستند یا آن‌طرف صف هستند. مسیحی و یهودی و زرتشتی، آن‌ها ایشان که به کتاب مقد‌‌س‌شان و به انبیا، به حضرت زرتشت(ع) و حضرت موسی(ع) و حضرت عیسی(ع) ایمان دارند، آن‌ها حتماً طرف حق هستند. امکان ندارد بروند طرف باطل. چون وقتی فقه ما می‌گوید مسیحی، یهودی، زرتشتی اهل ذمه هستند، یعنی این سه بزرگوار پیامبران الهی هستند. و این‌ها اصلش کتاب مقدس الهی بود.

"جبران خلیل جبران" می‌گوید: «وقتی اسم حسین مطرح می‌شود، نگویید مسلمان است یا نه. حسین چراغ فروزنده همه ادیان است.»

"ار ام بوید" می‌گوید: «همه ملت‌ها و همه ادیان و مذاهب در جهان تفاوت انسان و غیرانسان را می‌فهمند. تفاوت خدمت و خیانت را می‌فهمند. در طی همه قرن‌ها بشر همواره عاشق و منتظر شجاعت، عظمت روح، صداقت و پایمردی بوده است.» کسانی که این صفات را دارند، همه دوستشان دارند. پیرو هر دین و مذهبی باشی، دوست داریم آدم‌هایی را که پای حرف‌هایشان می‌ایستند. و می‌گوید: «حسین پای سخنانش ایستاد در عصری که همه حرف‌های خوب می‌زنند ولی هیچ ‌کس پای حرفش نمی‌ایستد! الان هم همین‌طور است. همه خوب حرف می‌زنند. پای حرف‌هایشان نمی‌ایستند. امام(ره) می‌گفت مردم همه خدا را قبول دارند، به خدا اعتماد ندارند. قبولش دارند، به او اعتماد ندارند. می‌گوید: «کدام پیرو کدام دین و مذهب است که بگوید در برابر قهرمان آزادی و عدالت که هرگز به نیروی ظلم و فساد تسلیم نشد، خضوع نمی‌کند. و حسین نماد چنین خصلتی است و من شاد هستم. شاد هستم با کسانی که این فداکاری عظیم را هزاران سال بعد گرامی می‌دارند. و من با همه آن‌ها همنوا هستم، اگرچه از آن تاریخ ۱۳۰۰ سال گذشته است.» این برای ۱۰۰ و خرده‌ای سال پیش است.

"ژوزف هرب" مسیحی است. می‌گوید: «من امروز اعلام می‌کنم مسیحیت من بدون حسین کامل نمی‌شود. هر آیین و دینی، آسمانی و غیر آسمانی، اگر حسین و کسی چون حسین ندارد، دین الهی نیست. زمینی و مادی است و دین‌داری بدون خصلت حسینی از بهشت بی‌بهره است.»

ببینید این‌ها بزرگان غیرمسلمان هستند. در تاریخ ایران هم شاعران، بزرگان شیعه و سنی در این مسئله همه یکی هستند که حالا بعضی اشعار را آوردم که فرصت نیست عبور می‌کنم. بعضی‌ها تعجب می‌کنند که چرا کاروان‌های اهل سنت در اربعین زیارت امام حسین می‌آیند. این‌ها اصلاً تاریخ نمی‌دانند. بحث عاشورا، بحث شیعه و سنی نیست. بحث اسلام و کفر است. عرض کردم هم جزو شهدای عاشورا، شهید سنی داریم. هم بزرگان اهل سنت از همان زمان در دفاع از اهل بیت(ع) با یزید و بنی‌امیه درگیر بودند و ابوحنیفه دیدگاه ایشان راجع به حسین و یزید چیست؟ شافعی دیدگاهش چیست؟ بروید ببینید. امام حسین که هیچ. این‌ها می‌گویند حتی زید، نوه امام حسین، فرزند امام سجاد. هرکس در رکاب زید بجنگد، مثل کسی است که در رکاب پیامبر جنگیده است و هرکه کشته شود، شهید است. خود این دو تا جزو طرف جبهه زیدی‌ها و حسینی‌ها بودند. ابوحنیفه می‌دانید مخارج، پول و اسلحه برای این‌ها فرستاد. وجوهات شرعی و اسلحه فرستاد برای این‌هایی که برای حکومت اهل بیت و زید قیام کردند. و خود ایشان می‌گوید: «من خودم هم می‌خواستم بروم ولی گرفتار بودم. کارهای مردم دستم بود، حساب و کتاب مالی و فلان و این‌ها. خب چرا حکومت به ابوحنیفه می‌گوید بیا قاضی، رئیس قوه قضائیه بشو. قبول نمی‌کند. بازداشت می‌شد.

شافعی در دفاع از حکومت اهل بیت، حق اهل بیت درگیر شدن با رژیم تا پای چوبه اعدام رفته است. این‌ها هم با بنی‌امیه و هم با بنی‌عباس سر مسئله اهل بیت و عدل و ظلم درگیر بودند، پای کار بودند. منابع زیاد است.

ببینید این‌ها چند تا حدیث فقط من عرض بکنم. منابع آن‌ها صحیح بخاری، طبقات الکبرای ابن سعد، فتح الباری جناب عسقلانی، جامع الاحادیث جناب سیوطی، کنزالعمال متقی هندی، مسند جناب احمد حنبل، انساب الاشراف جناب بلاذری، تاریخ طبری، سبل الهدی و الرشاد صالحی شامی، محمد بن یوسف، مواهب الجلیل محمد بن عبدالرحمن مغربی، فضائل الصحابه جناب احمد حنبل، شیبانی و این‌ها.

همان‌طور که بین شیعه لندنی و شیعه اهل بیتی داریم، بین سنی‌ها هم داریم. شیعه‌ها هم حدیث می‌آورند، می‌گردند حدیثی پیدا کنند، علی‌رغم آن همه آیات و احادیث که توجیه کنند: «در عصر غیبت که پیامبران نیستند، امام معصوم نیست، امام زمان نیست، ظلم و عدل مساوی است. ما کاری نمی‌توانیم بکنیم. باید بنشینید نگاه کنید. با حکومت ظالم هم بیعت کن، تسلیمش باش، زیر سایه شاه برو زیارت امام رضا، زیر سایه صدام برو نجف کربلا. زیر سایه آل سعود برو زیارت حرمین شریفین، زیر سایه اسرائیل هم برو زیارت بیت‌المقدس. خدا قبول کند ان شاءالله ازت. وظیفه‌ای نداری تو. بین اهل سنت هم داریم. این‌ها هم حدیث می‌گردند پیدا می‌کنند. که مثلاً تا قبل از ظهور امام زمان در روایت نقل شده که قیام به این نام، یعنی کسی بگوید: «من عدالت جهانی می‌آورم.» این دروغ و کلاهبرداری است. این اشاره، اگر سند این حدیث هم درست باشد، این اشاره به متمهدیان است، یعنی مهدی‌های قلابی. این‌ها که ادعای نجات بشر و عدالت جهانی می‌کنند و کلاهبرداری می‌کنند، خودشان ظالم هستند. نه این که در عصر غیبت کل احکام دین، امر به معروف، نهی از منکر، اقامه قسط، مقابله با جور، همه را تعطیل کن. یعنی کل آیات و روایات را می‌خواهی تعطیل کنی به اسمی که یک حدیثی پیدا کردیم که اصل قدرت و فلان. تازه اگر همچین حدیثی باشد هم باید بزنی به دیوار که بگوید ۱۰۰۰ سال، هزاران سال در عصر غیبت شما در برابر ظلم و عدل باید یکسان باشید و بی‌طرف باشید و هرکارش شد. پس آن همه آیات و روایات دیگر چیست که این همه وظایف و این‌ها. بین اهل سنت هم همین‌طور. آن‌ها هم حدیث می‌آورند. شیعه هم از شیعه‌های قلابی هم حدیث دارند. شیعه واقعی هم هست. در بین اهل سنت، حدیث نقل می‌شود: «هرکس با حکومت، علیه حکومت خروج و قیام کند علیه قدرت‌ها، به مرگ جاهلیت مرده است.» یعنی هرکس بر شما حاکم است، اگرچه ظالم و فاسق باشد، حق نداری علیه او قیام کنی! و قیام حسین بن علی خلاف شرع بود. داریم می‌گویند این را. خیلی از بعضی از شیعیان زمان امام حسین هم همین را گفتند. به امام حسین می‌گفتند: «شما درست می‌گویی ولی کار تو خلاف شرع و خلاف عقل است. شما که می‌دانی کشته می‌شوی، مگر قرآن نمی‌گوید: «لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه». بعد چرا زن و بچه‌ها را می‌بری؟ اصلاً تقصیر حسین بود کربلا. چرا یک کاری کردی که یزید مجبور بشود در کربلا آن کارها را بکند؟» ما بین شیعه‌ها این جور آدم‌هایی را داشتیم و داریم. بین اهل سنت می‌گوید: «حدیث مگر نیست که پیامبر گفتند: هرکس علیه حاکم حتی ظالم و فاسد خروج کند و قیام کند، به مرگ جاهلیت مرده است و خلاف شرع عمل کرده است.» حدیث هم می‌آورد. این هم مثل همان حدیث. اگر معنایش این است که حکومت فاسد و صالح، ظالم و عادل مساوی است، معنای آن این است که حسین و یزید مساوی است. در عصر ما هم شاه و صدام با خمینی مساوی است. این اصلاً خلاف تمام قرآن و تمام اغلب روایات اهل سنت و پیامبر اکرم است. این اشاره، اگر سندش هم درست باشد، این اشاره به حکومت صالح و حکومت مشروع است، نه حکومت نامشروع. که نقل شده در صحیح بخاری، «عن النبی(ص)...» هرکس یک وجب از سلطان، از حاکم دور شود، به مرگ جاهلی مرده است. «من کرم من امیر و شیء فلیصبر فانه من خرج من السلطان شبرا مات میت جاهلیه» «یک وجب اگر از حکومت فاصله بگیری مرگ جاهلیت است.» بله. کدام حکومت؟ از یک حکومت مشروع اسلامی مردمی و ضد ظلم نباید درگیر بشوید علیه آن برای براندازی قیام کنید. انتقاد دارید باید نقد کنید. نهی از منکر بکنید اما حق ندارید قیام را بکنید علیه حکومت. این راجع به حکومت صالح است، نه. اگر هم صحبت ظالم است، ظلم‌های کوچک شخصی است مثل همین الان مثلاً در یک اداره‌ای یک کسی به یک مسئولی، مدیر یک جایی ظلم می‌کند. این ظلم به این معنی نیست که کل سیستم ظالم و فاسد است، پس درگیر بشوی. یا از خلیفه دوم عمر بن خطاب نقل شده که به کسی به یکی از اصحاب، مسلمانان می‌گوید که اگر کسی در حکومت گفتند فلان‌کس حاکم باشد، اگرچه یک برده حبشی چه چیزی بود، تحمل کن و حتی اگر حدیث دیگر، حتی اگر زد، کاری چیزی کرد، درگیر نشو. بله. این در مورد حکومت اسلامی دارد می‌گوید، حکومتی که بنایش بر عدل است ولی در آن یک ظلمی، چیزی هم اتفاق می‌افتد. اما معنای آن این نیست که بگویی رژیم فاسد و صالح مساوی است. این‌ها این را از کجا می‌گویند؟ این خلاف قرآن است، خلاف هزاران حدیث دیگر اهل سنت است. ما کسانی را داریم این جوری برداشت می‌کنند.

مثلاً "ابن تیمیه"، ایشان می‌گوید اصلاً این خبرهایی که می‌گویند اسارت زنان و فرزندان اهل بیت که این‌ها را به زنجیر کشیدند، در شهرها چرخاندند، روی شتر بدون جهاز گذاشتند، همه این‌ها دروغ است و لعن یزید جایز نیست. ایشان این را می‌گوید. حالا احادیث اهل سنت را ببینید چه می‌گوید و بزرگان اهل سنت چه می‌گویند. ما کسانی را داشتیم الان هم داریم می‌گویند: حسین(رضی‌الله ‌عنه) به دست یزید(رضی ‌الله ‌عنه) کشته شد، خدا از هر دویشان قبول کند! هر کدام به وظیفه شرعی خود عمل کرده‌اند! حالا عبارتش را من اینجا می‌خوانم. البته خود ایشان نقل می‌کند از جناب احمد حنبل. آنجایی که می‌گوید لعن جایز است، نقل قول از احمد حنبل می‌کند. خود ایشان یک جا می‌گوید که حالا من نمی‌خواهم راجع به اشخاص بحث کنم ولی عین عبارتش است. ایشان می‌گوید این که در مدینه دستور داد عامل یزید رفت سه روز گفتند جان و مال و ناموس مسلمین حلال است و در مدینه بیش از هزار بچه حرام‌زاده در اثر تجاوز مأموران حکومت یزید به زنان مسلمان متولد شد و گفتند سه روز هر کار می‌خواهید بکنید و کل شهر را خون گرفتند. در منابع اهل سنت آمده است که تا نزدیک قبر پیامبر اکرم خون ریخته بود. بعد ایشان می‌گوید که نه، تا نزدیک مزار نبود، تا آن باغچه توی حیاط بوده است. نمی‌دانم بحث متراژ خون است یا بحث اصل خونریزی است؟ ایشان می‌گوید این که زنان و فرزندان را اسیر کردند، بردند، زدند، چه کار کردند، این‌ها همش دروغ است.!آن یکی دیگر می‌گوید که حسین(رضی‌الله ‌عنه) یزید(رضی‌ الله ‌عنه) هر دویشان حق داشتند ما قضاوت نمی‌کنیم. این او را کشت، هر دویشان حق داشتند. چطوری هر دو حق داشتند؟ یعنی چه؟ یا باید یک طرف جاهل باشد یا باید یک طرف خائن باشد، چطور می‌شود دو تا حق با هم بجنگند؟ از اشتباهاتی که می‌کنیم که نباید بکنیم.

فکر می‌کنند وهابی‌ها سخنگوی سنی‌ها هستند. فکر می‌کنند سنی‌ها وهابی هستند. بعضی سنی‌ها هم فکر می‌کنند که وهابیت سخنگوی اهل سنت است. اصلاً فرض کنیم که یک کسی راجع به ابن تیمیه یا محمد بن عبدالوهاب یک چیزی بگوید. این‌ها اصلاً اول توسط علمای سنی تکفیر شدند. ابن تیمیه کجا از دنیا رفته است؟ در زندان. به حکم که؟ قاضی سنی. یعنی علمای سنی حنبلی و مالکی، ابن تیمیه را، که گفت سفر برای زیارت پیامبر شرک است، آن‌ها گفتند تو منحرف و مرتد هستی. به حکم حاکم و علمای سنی تکفیرش کردند در زندان انداختند به خاطر این همه. البته ابن تیمیه حرف‌های حساب هم زیاد دارد. محمد بن عبدالوهاب را چه کسی اول تکفیر کرد؟ برادرش. کتاب نوشتند گفت: «این منحرف است.» پدر ایشان عالم و قاضی و روحانی حنبلی بود. علیه اش حرف زد. حتی این بعضی از این علمای سنی حنبلی آمدند پیش محمد بن عبدالوهاب، ایشان گفت که دوباره باید شهادتین بگویی. و او گفت دوباره باید شهادتین بگویی. گفت برای چی؟ آن‌ها گفتند. گفت اگر حرف‌هایی که من می‌زنم نپذیرید، همه تان، همه سنی‌ها، شیعه که هیچ، همه سنی‌ها، علما، همه مشرک هستید.

علمای حنبلی سنی حجاز ایشان را تکفیر کردند و دستور بازداشت او را صادر کردند، درگیر شد. بعد همین ایشان آمد فتوای جهاد علیه عثمانی‌ها داد. گفتند ترک‌ها کافرند. چرا؟ برای این که ترک‌ها عثمانی‌ها داشتند با انگلیسی‌ها و این‌ها می‌جنگیدند. یعنی تکفیر مسلمان و همکاری با کفر اینجوری کردند. حالا نگاه کنید اما اهل سنت چه می‌گویند. سنی‌ها.

جناب جلال‌الدین سیوطی می‌گوید: حسین که قیام کرد «معه طائفة من آل بیته رجالاً و نساءً و صبیاناً». زن و کودک و این‌ها هم با خودش برد. «فکتب یزید الی والیه بالعراق عبیدالله ابن زیاد بقتله» یزید فرمان داد: «برو بکشش.» این‌ها کوتاه نمی‌آیند. حالا بعداً یزید زد زیرش گفت: «من نگفتم بکشید این‌ها را.» <فوجه الیه جیشا علیهم عمر بن سعد>. سپاهی فرستاد به فرماندهی او. <فخذله اهل الکوفة کما هو شأنهم مع ابیه>. مردم آماده قیام بودند ولی وقتی دیدند اوضاع خراب شد، خطرناک شد، حسین را تنها گذاشتند. همان کاری که با پدرش در برابر معاویه کردند. «فلمار هقو السلاح عرض علیهم الاستسلام و الرجوع و المضی الی یزید فیضع ید فی یده فابوا الی قتله فقتل و جیئ براس فی تستن...» بعد اینجا یک تحریفی می‌شود. بعد می‌گوید که که در تاریخ طبری آمده است سه تا جمله درست، یک جمله درآورده که هیچ سندی ندارد. بعد می‌گوید اما این‌ها گفتند نباید بکشیم، سر او را در تشت بردند. حالا این تعبیر لعن را دارم می‌گویم.

جناب سیوطی می‌گوید: «حتی وضع بین یدی ابن زیاد لعن الله قاتله». یعنی لعنت بر قاتل امام حسین. «معه» لعنت بر یزید، لعنت بر ابن زیاد و لعنت بر قاتل حسین.

راجع به احمد حنبل. جناب شبراوی شافعی می‌گوید: ابن جوزی می‌گوید یک کسی از من پرسید راجع به یزید. گفتم بالاخره یزید خلیفه اسلامی بود. جایز است او را لعن کنیم؟ خب حالا ایشان هم بالاخره به وظیفه شرعی‌اش عمل کرده است. حسین حق نداشت قیام کند. حالا جالب است همین تیپ‌ها می‌گویند: علیه حکومت‌های انقلابی و اسلامی قیام بکنید. حکم جهاد می‌دهند. شما چطور می‌گویید در برابر حاکم جائر باید تسلیم باشید. تسلیم واجب است، قیام حرام است. چطور جلوی مجاهدین و انقلابیون قیام می‌کنید؟ اینجا قیام واجب است. داعش حماس را تکفیر کرد. حالا داعش که طالبان هم تکفیر کرده است، گفته: طالبان هم کافر هستند. داعش رسماً بیانیه داد که حماس مرتدند و ما با ایشان می‌جنگیم. حکم جهاد علیه حماس را می‌دهند. چرا جهاد علیه اسرائیل نمی‌کنید؟ چرا جهاد علیه آمریکا و انگلیس فقط به زبان است، اما در عمل سر مسلمانان را می‌برید؟ جنگ مسلمان با مسلمان. می‌گوید که ابن جوزی گفت: کسی از من درباره یزید پرسید. گفتم: همان کارهایی که کرده برای لعنش کافی است. گفت: جایز است خلیفه مسلمین را لعن کنیم؟ گفتم: علمای بزرگ و اهل تقوا از جمله جناب احمد بن حنبل که لعن او را جایز دانسته‌اند. ایشان در مورد یزید چیزی گفت که از لعن بدتر بود. چه بود؟ این از آن قضیه جمله ای است که ابن تیمیه هم نقل می‌کند که لعن جایز است، این است. دارد نقل قول از احمد حنبل می‌کند. صالح فرزند احمد بن حنبل. می‌گوید: به پدرم گفتم گروهی ما را متهم کردند که ما با یزید مشکلی نداریم. پدرم یعنی جناب احمد بن حنبل گفت: آیا امکان دارد کسی به خدا ایمان داشته باشد و یزید را دوست داشته باشد؟ سنی است، این این. چرا لعنت نکنی؟ گفت: پدر! ممکن است کسی به خدا ایمان داشته باشد و یزید را دوست داشته باشد، چرا یزید را لعنت نمی‌کنید؟ ایشان فرمود که: من کی گفتم لعنت نکنی؟ من اصلاً هیچ لعنت، مگر کسی را کردم، بقیه را لعنت کردم که می‌گویی چرا این را لعنت نکردی؟ بعد امام احمد حنبل می‌گوید: چرا کسی که خدا در قرآن او را لعنت کرده است، لعنت نکند؟ لعنت نشود؟ پسر ایشان می‌گوید: پرسیدم خدا در کجای قرآن یزید را لعنت کرده است؟ گفت: در این آیه که نزدیک است به قدرت برسید و وقتی به قدرت می‌رسید در زمین فساد می‌کنید، آن‌ها کسانی هستند که خدا لعن‌شان کرده و کور هستند، چشم دارند و نمی‌بینند! بعد احمد حنبل گفت: خدا تمام کسانی که وقتی به قدرت می‌رسند جنایت می‌کنند، لعنت کرده است. فسادی بالاتر از کشتن حسین(رضی‌الله ‌عنه) هست؟

ابن جوزی، جناب تفتازانی. می‌دانید که در حوزه شیعه کتاب‌های درسی ما همین کتاب جناب "سیوطی" است، کتاب "تفتازانی" «مطول» است، کتاب درسی ما در حوزه شیعه است. جناب "ابن جوزی" و "تفتازانی"، یزید را لعن می‌کنند. می‌گوید: «قد جزم بکفره». یقین داریم ما به کفر یزید و «صرح بلعنه». تصریح کردند به لعن یزید، علمای اهل سنت. «جماعة من العلماء منهم الحافظ ناصر السنة ابن الجوزی و سبقه القاضی ابو یعلى و قال العلامة التفتازانی لا نتوقف فی شأنه بل فی ایمانه لعنة الله تعالی علیه و علی انصاره و اعوانه». می‌گوید: اصلاً ما تردید نمی‌کنیم در این که یزید و تمام کسانی که کنار یزید بودند و الان هم یزید و یزید را صف‌بندی نمی‌کنند، لعنت بر همه، لعنت خدا بر همه آن‌ها. این‌ها هستند.

حالا جزئیات که چه اتفاقاتی افتاد، این قضایا که بحث حسین و یزید بحث اسلام و کفر بود، نه بحث این مذهب و آن مذهب. بلایی که سر کسانی که سکوت کردند، به قاتلان حسین اعتراض نکردند آمده در منابع اهل سنت. برادران اهل سنت. ببینید من یکیش را فقط می‌خوانم. علامه شیخ احمد شافعی و سبط ابن جوزی نقل می‌کنند و در منابع دیگر هست. حالا یکی دو تا نمونه‌اش را من می‌گویم. می‌گوید که "ابن رماه" گفت: «بعد از قضایای کربلا، مدتی بعد مردی نابینا را دیدم که در مردم پیش او می‌آمدند هی سوال می‌کردند چه شد که تو کور شدی؟ من هم پرسیدم: چه شده؟ برای چه همه می‌آیند از شما سوال می‌کنند؟ گفت: ما ده نفر بودیم، شاهد قتل حسین در کربلا. ما خودمان در قتل حسین هیچ نقشی نداشتم. می‌گوید: من ترسیدم، من را به زور آوردند در کربلا و من نه تیری، نه سنگی، نه نیزه‌ای به حسین نزدم. ولی خب داشتم می‌دیدم و چون دفاع نکردم از حسین، همین‌طور نگاه کردم، ما ده کس بودیم که قتل حسین را حاضر بودیم. من هیچ بر وی نزدم. تیری بدو نینداختم و چون او را شهید کردند صحنه قتل را دیدم، بعد هم برگشتم رفتم خانه‌ام. شب در خواب دیدم کسی گفت: رسول خدا با تو کار دارد. (در خواب) گفتم: رسول خدا با من کار دارد؟ گریبان من را گرفت در خواب. و می‌گوید: من هی می‌گفتم پیامبر با من چه‌کار داردا؟ بعد یقه‌ام را گرفت، بلند شد گفت: بلند شو می‌گویم رسول خدا کارت دارد. من را کشاند، برد. دیدم رسول‌الله نشسته‌اند، آستین باز کرده، حربه در دست، پیش وی فرشته‌ای شمشیری از آتش در دست. آن 9 تن که با من در کربلا بودند تک تک آن‌ها را کشت جلوی من. بر هر کدام که زدی آتش در او افتادی و زبانه زدی. می‌زد این‌ها آتش می‌گرفتند و می‌سوختند در خواب می‌دیدم. پس من نزدیک شدم و به زانو درآمدم. گفتم: «السلام علیک یا رسول الله». شروع کردم به گریه. جواب سلام را پیامبر نداد. ساعتی درنگ کرد. آنگاه پیامبر سر برداشت و گفت: «یا عدوالله» ای دشمن خدا! حرمت من را نگه نداشتی؟ عترت من را کشتی؟ گفتم: یا رسول‌الله! به خدا قسم نه یک شمشیر، نه یک نیزه، نه یک سنگ من به حسین و اصحاب حسین نزدم. پیامبر گفت: سیاهی لشکر یزید بودی. سیاهی لشکر، توی آن‌ها بودی. گفتم: آری، اما مجبور بودم و با آن‌ها موافق نبودم. رسول‌الله گفتند: نزدیک بیا. نزدیک شدم. تشتی پر خون دیدم. فرمودند: این خون حسین من است. پیامبر در خواب از آن خون، سرمه‌ای در چشم من کشید. بیدار شدم هر دو چشمم کور بود و دیگر تا این ساعت هیچ نمی‌بینم.

ببینید این را عالمان بزرگ سنی قرن‌ها پیش در منابع‌شان می‌آورند راجع به کسی که می‌گوید: در کربلا بودم ولی ضد حسین هم نبودم ولی نگاه کردم. یا راجع به شاعری که از کربلا رد می‌شود، نشسته اهل سنت گریه می‌کند برای حسین که ای حسین! خدا جد شما را فرستاد برای نجات بشر. به خدا قسم اگر من در کربلا بودم جلوتر از همه اصحاب می‌رفتم و کشته می‌شدم و شمشیرم را با خون این‌ها سیراب می‌کردم ولی افسوس که زمانه من را از شما جدا کرد. من زمان شما نبودم. قرن‌ها بعد من آمدم. "بلبل غزلخوان" شاعر بزرگ سنی. بلبل غزلخوان بین نجف و بابل به خاطر شما در رفت‌وآمد است. من را ببخش که آن روز نبودم و از اندوه شما و اشک شما نکاستم. می‌گوید: این شعر را گفت. بعد در خواب شب پیامبر را دید. این‌ها در منابع اهل سنت هستند همه‌شان. پیامبر گفت: خدا به تو پاداش خیر دهد. جزو کسانی نوشته شدی که از حسین دفاع کردند. با این که فقط شعری گفتی. من عرضم را ختم کنم با این شعر جناب "اقبال لاهوری"، عالم، شاعر و مصلح بزرگ سنی هند و پاکستان راجع به سید الشهداء(ع). عرضم را ختم کنم.

آن امام عاشقان، پور بتول، سر آزادی ز بستان رسول، الله الله بای بسم‌الله پدر، یعنی علی بای بسم‌الله.

ذبح عظیم آمد پسر (حسین) بهر آن شهزاده خیر الملل، دوش ختم المرسلین نعم الجمل،

یعنی شانه، شانه پیامبر شد شتر حسین که می‌آمد سوار پیامبر می‌شد. در نماز پیامبر سجده‌اش را طول می‌داد تا حسین هر وقت دلش می‌خواهد بیاید پایین.

در میان امت کو آن جناب همچو حرف قل هو الله در کتاب

خواست آن سر جلوه خیر الامم، چون سحاب قبله باران در قدم

بر زمین کربلا بارید و رفت لاله در ویرانه‌ها کارید و رفت.

قیامت قطع استبداد کرد.(امام حسین) کربلا. موج خون او چمن ایجاد کرد

بهر حق در خاک و خون گردیده است پس بنای لا اله گردیده است.

اقبال می‌گوید: اصلاً بنای توحید را حسین در کربلا حفظ کرد، اگر کربلا نبود توحید از بین می‌رفت.

سرّ ابراهیم و اسماعیل بود یعنی آن اجمال را تفصیل بود

خون او تفسیر این اسرار کرد ملت خوابیده را بیدار کرد

تیغ لا چون از میان بیرون کشید از رگ ارباب باطل خون کشید.

لا یعنی نه به ظلم.

الا الله بر صحرا نوشت (دشت کربلا) سطر عنوان نجات ما نوشت

رمز قرآن از حسین آموختیم ز آتش او شعله‌ها اندوختیم

مسئله حسین و کربلا و این‌ها مسئله شیعه و سنی نیست. بزرگان اهل سنت همیشه در خط امام حسین و علیه یزیدیان و یزید بودند. من عرض کردم امام ابوحنیفه، امام شافعی تا مرز زندان و کشته شدن و شهادت برای دفاع از اهل بیت رفتند. کجا این‌ها با یزید بودند؟ ایشان می‌گوید از بس شما گفتید اهل بیت(ع) همه فکر کردند که اهل بیت را فقط شیعه قبول دارد، در صورتی که اهل بیت برای شیعه نیست. برای شیعه و سنی هست،

در روایات منابع اصلی اهل سنت مگر این روایات که هرکس با علی و فاطمه و حسن و حسین دشمن است، بهشتی نیست، جهنمی است. دشمن این‌ها دشمن خدا است، دوست این‌ها دوست خدا است. مگر این در منابع اهل سنت نیست؟ این روایت حدیث متواتر است؟ اصلاً بزرگان و مردم اهل سنت مسئله علی و فاطمه و حسن و حسین، اهل بیت را مربوط به شیعه نمی‌دانند. خط قرمز اسلام است.

عرض کردم حتی وهابی‌ها. حتی این بیانیه‌های رئیس داعش (بغدادی) که وابسته بود و کشته شد و این‌ها، من در اعلامیه‌اش می‌دیدم حتی او هم می‌نوشت سلام بر پیامبر و اصحاب و اهل بیت. او هم می‌نوشت اهل بیت. بعد هم یک جایی گفته بود من خودم هم سید هستم. نسل و انسابش و نسب‌نامه‌اش را منتشر کرد که چه کسی گفته ما دشمن اهل بیت هستیم؟ من خودم سید هستم. نسبش را به امام هادی(ع) رساند. منتهی از طریق جعفر کذاب. البته کذابش را نگفت. گفت من نسل کی، کی، کی هستم. بعد می‌رسید به جعفر بن فلان. یعنی از طریق جعفر کذاب که فرزند امام هادی(ع) است که خب شیعه قبولش ندارد. با دربار، دستگاه بود و خیانت کرد. این آنجا می‌گوید من خودم هم سید هستم.

بعد یک جایی می‌گوید که این که ما می‌خواهیم بیاییم حرم ائمه را خراب کنیم، یکی از رهبران داعش گفت: ما اگر برویم، این مسجدالحرام را هم خراب می‌کنیم. چون خود دیوارهای کعبه و آن مسجد را بعضی‌ها مقدس کردند. باید رو به کعبه سجده کنید، نباید حتی آن دیوارها و در و دیوارها را چه کنید. یعنی ما بین مسلمانان جز یک عده ناصبی، تازه وهابی هم نه. همه وهابی‌ها ناصبی نیستند. همه‌شان تکفیری نیستند. یک عده‌ای داریم ناصبی که همین الان هم به حسین و اهل بیت فحش و توهین می‌کنند. همین الان هم می‌گویند یزید کار درست را انجام داد، کار درستی را انجام داد. ولی این‌ها چند نفر هستند؟ این‌ها یک اقلیت بسیار کوچکی هستند. خب ببخشید.

والسلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته


نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha